تنم درد میکنه . چرا چون امروز صب تا ظهر تنیس داشتم و تقریبن چهار ، پنج ساعتی درگیرش بودم . انقدر خسته ام که از ظهر تا حالا هیچ کاری نکردم . از خود همون صب ینی حتی قبل از تن درد دلم یه جف دست میخواست که بپیچه دورم. عین پیچک . زندگی من همیشه روی یه روالی بوده که نه خوب بوده نه بد . توی هر رابطه ای که بودم همیشه یه جور معلق بودم . فک کنم اگه یه سگ هم داشتم وضعیت همین بود .(مثال بی ربطی بود می دونم) .



خیلی نوشته بودم

همه شو پاک کردم