من با تو فقط به یه شرط میام تو جا
که به یکی دیگه فکر کنم
گف باشه
من با تو فقط به یه شرط میام تو جا
که به یکی دیگه فکر کنم
گف باشه
پاکت سیگارو گرفت طرفم گف میکشی ؟
یکی بر داشتم گفتم نه
فندک زیپویی رو که سه سال پیش ازم دو در کرده بود و برام روشن کرد
روشنش کردم
زدم زیره گریه
جلیلی ٬ امشب هم صداشون پیچیده تو خونه
صدای خنده های اون اتاق اعصابمُ بهم میریزه . .
تمام نوشته هام و به سرعت عجیبی پاره کردم که نکنه چشمم بیوفته بهشون بی خیال بشم
چشمم همینطوری دنبال یه جمله یا یه لغت میگشت ٬تند تند٬ برا اینکه ثابت کنه نه نگهشون دار .
دستام با یه حرصی همه رو پاره کرد و پیروزانه همه رو ریخت تو سطل
چشمام پر شدن از اشک
اما عوضش دلم خنک شد
خاطره هایی که همش درد باشه رو برا چی باید نگه داشت
تنها بودم و هوا گرم .موبایلم و بر داشتم نوشتم میای بریم پشتبوم .دیدم اینجام . کسی نیست که براش بفرستم .دلم بد گرفته بود .چی کار میکردم
سیگارم و روشن کردم رفتم تو طراس
هوا خیلی ام بد نبود
نیمه های شب زیادی و گذروندم ولی اون شب خیلی بد بود
نمی دونم به کی بر میگشت