هر سری میام اینجا ، یه چن روز که میگذره و در گیر کار دانشگا و خونه و اینا میشم ، حس آدمی و دارم که تا گردن کردنش تو گل و هی دارن براش دس میزنن و بهش میگن برقص برقص برقص .. شاد باش و هی میگن خوشبحالت .. نمی دونم این چه حسیه . ولی خاصم توضیح داده باشم که یعنی دیگه چقد .

معمولا عصبی م و تا بخوام رو فرم بیام کلی طول میکشه .. کلن "زندگی" حس میکنم رو طول میگذره . منظورم اینه که هر چن ماه یه بار این تغییرا داره حسابی دهنم و سرویس میکنه.و هر کدوم هم خب برا خودش طولی داره .درگیری هایی که هم دوسشون دارم هم نه . نسل عجیبی هستیم خدایی. من که خودم به شخصه خیلی عجیبم.در سی ثانیه خودم و قانع میکنم که همه چی گه شده و در صدم همون سی ثانیه یهو با زندگی م حال میکنم. شبا که میرم تو جا مجبورم انقد خستگی ها م حمل کنم که انگار یه حمال دهن صافم . سگ دو میزم واسه هیچی. واقعن هیچی . چرا تموم نمیشه . بهتر باید مواجه بشم . چرا واقعن توقع دارم که تموم بشه .

رابطه هام یعنی رابطه م . درسم .تنهاییم . همش شدن یه هیچی بزرگ بزرگ که دارن خفه م میکنن . آخه هیچی و انقد زور ؟

ای ریدم تو همشون.

یادت میاد (کی هسی و بهش فک نمیکنم ) یه روز قرار بود بزرگ بشیم ؟

و خب به آرزوهامون برسیم

هوم ؟