تو یه کافه

با تمام زجری که توم داش واسه خودش تحمل میکرد

به رو خودم نیووردمشون و نشستم و سیگار کشیدم و

حرف زدم

 

خالی میکردم خودم و

از تو پر میکرد یکی ..

کی ؟