مردن کافی نیست٬ باید به موقع مرد.

یکی نی بگه الاغ

پرواز و چرا انداختی عقب

انقد به این و اون اوکی دادم خودم دیگه خسته م

گفتم میخوام برم حموم

گف به به

 

زندگیی که توی سی سالگی
کسی و نداشته باشی که عصر به عصر باهاش یه قهوه بخوری و
باید گل گرف

به ملت بها میدی
به ملتی که یه چسم بهایی توشون نیس
بعد
هی تو میدی
میدی
هر چی بها داری و میدی
بعد اونا هم یه جا همه ی بها ها رو میکنن تو فیلانت
ای تو روحتون

کلن ریدم به این جا


جالبه که کسی حال م نمی پرسه

ولی من پی گیر حال بقیه م


تو حلقم واقعن


یه روز خوب و شروع میکنی

طی میکنی

هوا که تاریک میشه

انگار تو ام تاریک میشی

حالا هر چی روز کوتاه تر

تاریکی تو زود تر





از اینکه انقد به همه اوکی میدم از خودم شرمندم